عبور از ناوبری
MUGUETLIمعماری روایت، منسوجات و تصویر
EN

زنگله‌ام / چهار عنصر

کیمیاگری جان

آتش، خاک، آب، باد؛ سفری در ۲۱ مرحله، از سوگ تا بیداری و رهایی.

۰۱ — آتش

آفرینش از راه سوختن آگاهانه

آتش در روایت زنگله‌ام، گذر از منِ قدیمی است؛ ترس‌ها و وابستگی‌ها می‌سوزند و از دل فشار، دانه‌ای یاقوتی پدید می‌آید. رنج، مادهٔ دگرگونی می‌شود.

«من پیش از آنکه قربانی شوم، خودم آتش را انتخاب کردم. پیش از آنکه جهان مرا بسوزاند، من خودم را سوزاندم.»

از زنگله‌ام — الناز بختیاری

۰۲ — خاک

ریشه‌دواندن در حقیقت

دانهٔ یاقوتی در آغوش مادر زمین ریشه می‌دواند و پیکری میان انسان و گیاه جوانه می‌زند. خاک، فصل حافظهٔ نیاکان، بازسازی و دردهای قدکشیدن است.

«همزمان که دارم قد می‌کشم، می‌تونم خلوت خودم رو داشته باشم.»

از زنگله‌ام — الناز بختیاری

۰۳ — آب

یگانگی با روان

آب، رویارویی با سوگ و لایه‌های عمیق ناخودآگاه است. در جهان نمادین کتاب، تن‌سپردن به دریا به بیداری در اعماق و توازن نیروهای زنانه و مردانهٔ وجود می‌رسد.

«عمیق و عمیق‌تر بشم توی روانم، تا جایی که جاری بشم در ناخودآگاهم.»

از زنگله‌ام — الناز بختیاری

۰۴ — باد

رهایی در آغوش شمس

باد، فصل رهاکردن نقاب‌ها و عروج است. قهرمان از پله‌های هفت‌گانهٔ بلوغ می‌گذرد و در روشنایی، به شمس درونی و آرامشی پیوندخورده با یاد امین می‌رسد.

«این بار در بستر باد و رهایی، منِ این تنِ آگاه‌شده و پرُآب را به آغوش شمس درونم می‌سپارم؛ جایی که ققنوسِ ابرِ آگاهی با عمری جاودانه بال‌وپرهایش را گشوده و برایمان مأمنی فراهم کرده است.»

از زنگله‌ام — الناز بختیاری

چهار عنصر، جغرافیای نمادین زنگله‌ام را می‌سازند؛ اثری به زبان فارسی از الناز بختیاری که سفر درونی کتاب را به جهان تصویری موگه‌تلی پیوند می‌دهد.

بازگشت به چهار مادر